گزارش صعود به قله خامی (خامین)

تاریخ صعود:19-20و21/اردیبهشت/86

بنام خدای زیبایی دوست

 کوه خامی یا "خامین"(=تازه و سرزنده) در استان کهگیلویه و در نزدیکی شهر باشت یکی ازکوههای زیبا( و در نوع خود منحصر به فرد )رشته کوه زاگرس است که در غرب و شمال غرب جغرافیایی شهر باشت و مابین باشت و شهرستان گچساران به صورت رشته کوهی ممتد رخ می نماید. این کوه دارای حدود 10 قله بالای 3000 متر از جمله قله های پک سرون و بازگه وکل ول1و کل ول2 است که بلندترین آنها-کل ول 2- به ارتفاع3632 متر از سطح دریاست.

ول(vol) نام نوعی درخت است که در گردنه های منتهی به این قله می روید و به    عقیده محلی  آنجا در هنگام پیری و در فصل تابستان شاخ و برگ خود را اتش می زند و ازبین می رودکه دلیل نامگذاری قله به نام این درخت برمی گردد.

 کوهستان خامی با طبیعت کاملا سبز و پوشیده از درختان گوناگون و گیاهان خوراکی و وحشی همچون بلوط و راش و بنک و چنار و ارزن و شن و زالزالک و ول و چشمه های بیشمارو دردامان داشتن بستر رودخانه و سرچشمه آن و آب و هوای مطبوع میهمان خود را از هر نظر بهره مند و خرسند می سازدو صدای آب در همه جای مسیر صعود روحیه بخش هر راهی قله می باشد. این بود که گروه کارون از قبل برای صعود به این قله برنامه ریزی کرده و هماهنگی لازم در روز های آخر با هیئت کوهنوردی باشت انجام شد.....

001-t.jpg          سرچشمه رودرونه          003-t.jpg 

روز چهارشنبه 19/2/86 ساعت 5:00بعدازظهرطبق قرار قبلی از ترمینال تپه اهواز به سمت بهبهان حرکت کردیم و ساعت 7:50 به بهبهان رسیدیم.قرار بود از انجا با مینی بوسی که از قبل برای رفت و برگشت هماهنگی شده بود به باشت برویم.

اما قصه مینی بوس و بهانه های راننده آن ما را چند ساعتی از برنامه عقب انداخت تا اینکه ساعت 10:20 شب با یک مینی بوس دیگر به سمت باشت حرکت کردیم و ساعت 12:30 به باشت رسیدیم.در انجا اقای عبدالخانی مسئول هیئت باشت که تا ان موقع منتظر رسیدن ما بود اقایان بهروز و هوشنگ را به عنوان راهنمای ما معرفی کردند.بعد از خوش و بش معمول طبق تصمیم گرفته شده به سمت محل صعود حرکت کردیم و در منطقه ای بنام برابر در جاده منتهی به روستای تل چگاه از ماشین پیاده شدیم و بعد از صحبتهای اولیه و سا عت 1:30 بامداد حرکت ما شروع شد.ارتفاع آنجا تقریبا 400 متر از سطح دریا بود.پس از پیمودن مسیری کوتاه و عبور مسیری پر درخت و رودخانه ای زیبا در شبی ارام و زیر نور ستارگان و البته با چراغ پیشانی ساعت 2:40 محلی را زیر یک درخت تنومند تاگ و در کنار چشمه مهون برای استراحت انتخاب کردیم .

بساط خواب در فضای آزاد به سادگی مهیاشدو همگی به کیسه خوابها پناه بردیم.ساعت 5:30 بیدار باش !(چه خوابی!) همگی به سرعت اماده شدیم و بعد از 15 دقیقه حرکت آغاز شد.اولین صحنه زیبا آبشار کوهسرک بود.بعد از ان وارد دره چلمبرون شدیم.دره ای با صفا و انبوه درختان بلوط .! سراسر مسیر یکدست بودوزیبا.هوا هم عالی بود.پس از پیمودن شیب هایی ملایم ساعت 7:30 در کنار  چشمه زیبا و پر آب طره سنگ برای صرف صبحانه توقف کردیم.از اینجا مناظر زیباو بی نظیر پایین تر به وضوح دیده می شد.بعد از نوشیدن اب گوارای چشمه وخوردن صبحانه ساعت 8:00 صبح به سمت بالا حرکت کردیم.

012-t.jpg          درکنارچشمه طره سنگ          011-t.jpg
 

عبورازرودرونه          010-t.jpg                   005-t.jpg 

از اینجا به بعد کم کم شیب مسیر بیشتر می شد و افتاب هم نسبتا تنیز بود.اما  با وجود طبیعت سبز خامی سرعت حرکت ما هم خوب بود. درختان انگور و زالزالک در این قسمت زینت بخش این طبیعت زیبا بود. بعد از یکی دو استراحت به شیب بسیار تندی از مسیر رسیدیم. تا آنجا که برای صعود باید دست به سنگ می شدیم که البته با وجود زیبایی این نوع صعود خطرات خود را هم داشت.

در همین حین یک سنگ نسبتا بزرگ که از زیر پای یکی از بچه ها لغزیده بود نزدیک بود بلایی به سر حمید بیاورد که خوشبختانه به خیر گذشت و همه ما را چند دقیقه ای مات و مبهوت گذاشت.

حرکت از سر گرفته شد اما بخاطر کاهش سرعت حرکت و گرمای آفتاب به پیشنهاد اقا بهروز راهنمای فنی و  خوش فکرمان(بهروز دارای مدرک مربیگری کوهنوردی هم بود) به سمت دشت زیبا ی اونو حرکت کردیم.ساعت 11:20 وارد اونو شدیم و ساعت  12:00 با عبور از مسیری سبزو پر درخت     در کنار چشمه اونو(ovnoo=)  برای صرف ناهار توقف کردیم.از اینجا قله و برفی که دور آن نشسته بود  کاملا مشخص بود.بعد از خوردن ناهار و استراحتی کوتاه  بایدبرای ادامه مسیر بطری ها را از آب چشمه پر می کردیم.در ادامه مسیر تا قله چشمه دیگری در مسیر نبود.

بنا بر این ساعت 1:00 مجددا حرکت را شروع کردیم.مسیر صعود از پشت یال منتهی به قله و گردنه بازگه انتخاب شد.با گذر از اونو شیب  مسیر رفته رفته زیاد شد و با توجه با آفتاب تند ظهر سرعت حرکت تقریبا کند شد.اما روحیه صعود همگی خوب بود.مسیر کاملا پوشیده از درختان گوناگون و گیاهانی همچون گون و تره کوهی و چویل و...بود.تا اینجا تیم 11 نفره صعود به خوبی صعود کرد اما با پیمودن چند شیب تند حال حمید کمی بد شد.این بود که توقفی 20 دقیقه ای برای حل موضوع داشتیم.

با بهتر شدن اوضاع ساعت 3:00 دوباره حرکت کردیم.اما با توجه به مشکل پیش آمده حرکت کاملا کند شده بود.این بود که با احتیاط بیشتر از مسیری با  شیب بسیار تند و  مشکل بالا رفتیم .اما با پیمودن قسمت اعظم مسیر و در ارتفاع حدود 3000 متری متوجه شدیم که حمید دیگر نمی تواند به مسیر ادامه بدهد.بنا براین با مشورت علی مهربانی (سرپرست برنامه)و آقا بهروز تصمیم بر این شد که حمید و احسان به همراه هوشنگ(راهنمای دوم) که او هم تمایلی به صعود قله نشان نمی داد در محلی مناسب همانجا بمانند و بقیه گروه با سبک کردن بار با سرعت بیشتری به قله صعود کرده و بعد پیش بچه ها برگردیم و همانجا شب مانی کنیم.بنا بر این با استراحتی 10 دقیقه ای ساعت 5:10 بعدازظهر به سمت گردنه بازگه حرکت کردیم.

ابتدای این مسیر کمی مشکل و با شیب زیاد بود. اما گروه با روحیه ای خوب مسیر قله را طی کردند.در این قسمت مسیر درختان جای خود را به بوته ها و درختچه هایی کوچک داده بودند.بعد از گذر شیبی تند واز کنار برفهایی که رفته رفته در حال آب شدن بودندساعت 7:05 دقیقه بعد از ظهر هنگام غروبی زیبا به فراز قله 3580 متری کل ول1 رسیدیم.بچه ها با شادی همیشگی مشغول خوش و بش همیشگی و گرفتن عکس شدند و جای حمید و احسان را هم خالی کردند.بهروز هم توضیحاتی در مورد کوهها و مناظر منطقه داد.هوا کاملا سرد شده بود.با توجه به تاریکی باید سریعتر پایین می رفتیم.بعد از مراسم معمول ساعت 7:30 به سمت پایین حرکت کردیم.
 

008-t.jpg          007-t.jpg          قله

در مسیر قله به پایین ابتدا باید از چشمه بازگه برای آبگیری توقفی میکردیم.بعد از آن سریعا مسیر فرود را پیش گرفتیم.اما با توجه به تاریکی در مسیر پایین رفتن به سمت بچه ها مسیر را اشتباه رفتیم و اندک زمانی (!!!!!) از وقت ما به صدا کردن بچه ها و جستجوی مسیر درست گذشت.بلاخره با تلاش اقا بهروز با محبت ما مسیر صحیح پیدا شد و ساعت 11:00 شب به احسان و حمید پیوستیم.خستگی که به همه غلبه کرده بود همه را به درون کیسه خوابها کشید.

صبح جمعه 21/اردیبهشت بعد از تاخیری نه چندان کوتاه و جمع کردن وسایل ساعت 7:50از ان محل(پک مهندسی)به سمت پایین حرکت کردیم.مسیر برگشت برای ایجاد تنوع مسیری متفاوت بود.بعد از پیمودن مسیری سر سبز و با صفا و پایین آمدن از دیواره ای سنگی ساعت 12:00 ظهر به چشمه پهزیر رسیدیم.چشمه ای پر آب در دشتی سبز که کومه های عشایر در فاصله ای دورتر قرار داشت.این محل برای خوردن ناهارو استراحت انتخاب شد.بعد از سپردن پاهای تاول زده مان به آب سرد چشمه- ناهار را همراه با دوغ محلی که هدیه محلی های مهمان نواز آنجا بود صرف کردیم.ساعت 1:50 دقیقه حرکت دوباره شروع شد و بعد از گذشتن از کنار زنان عشایر باوی ساکن آن منطقه و دامهایشان به چشمه چنار رسیدیم. بچه ها نمی خواستند در این افتاب گرم آب هیچ کدام ار چشمه ها رااز دست بدهند.!!!

دوباره حرکت و پس از پیمودن دشتی زیبا به کنار رودخانه رونه رسیدیم.اینجا تعدادی از بچه ها که دیدن سرچشمه زیبای رونه را به استراحت ترجیح می دادند به پیشنهاد بهروز کوله ها رو زمین گذاشتندو به سمت سرچشمه شروع به دویدن کردند.بعد از 10دقیقه صعود سریع در در میان درختان انبوه کنار رودخانه سرچشمه زیبای رونهما را محو تماشای خود کرد.اینجا دیگر جایی نبود که خود را کنترل کرد و از خود بیخود نشد.بچه ها تن خود را به آب سپردند و شادی خود را به هر شکلی نشان می دادند.

سرچشمه رودرونه          سرچشمه رودرونه          سرچشمه رودرونه

اصلا نمی توان زیبایی و زنده بودن این طبیعت رو با کلمات توصیف کرد!!!!.................

فقط می توانم بگویم بعد از دیدن این چشمه(آبشار!!) خروشان تمام خستگی این دو روزه از تن مان به در شد................

علی رغم میلمان و با توجه به کمبود زمان با این سرچشمه زیبا خداحافظی کرده واز بین درختان انبوه کنار رودخانه از جمله درختان گردو و توت وحشی و پونه های روییده در کنار رونه به سمت بچه ها رفته واز آنجا مسیر حرکت را به سمت پایین پیش گرفتیم.

و با گذر از آب زلال و خروشان رودخانه رونه و زمینهای کشاورزی و کرته های نشاکاری محلیان و بنایی در دل طبیعت که ظاهرا تفریحگاه قدیمی منصورخان باشتی در ساعت 5:00 بعدازظهر به اشکفت و چشمه برابر رسیدیم.عصر جمعه و طبیعت بکر منطقه مردم را به دامان کوه کشانده بود.بعد از توقفی کوتاه حرکت کردیم و ساعت5:40به سر جاده رسیدیم.راننده مینی بوس ساعت 6:20 دقیقه رسید.از انجا به باشت رفته و بعد از خداحافظی با بهروز و هوشنگ به سمت بهبهان حرکت کردیم.

ساعت 10:15به سمت اهواز حرکت کردیم. 

اعضای صعود عبارت بودند از:علی مهربانی(سرپرست برنامه)-احسان مهربانی-سجاد عابدینی-حمید مظلوم زاده-اصغر مریم زاده-ابراهیم فرشیدپور- مجتبی خواجه گیری-حسین هاشمی-سید مرتضی موسوی

با تشکر ازهیئت کوهنوردی باشت(اقای عبدالخانی)-اقا بهروز و هوشنگ

که صمیمانه در اجرای برنامه به گروه یاری رساندند.     

            استوار باشید!!!!

 گزارش:سید مرتضی موسوی

 

/ 14 نظر / 89 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عليا

سلام. خسته نباشيد ميگم به همتون اميدوارم برنامه بعدیتون سنگین تروجالبتر باشه که لااقل از خوندنش ماهم لذت ببریم و احساس کنیم همراهتون بودیم

saraeee

سلام رضا جان مرسی که مدام به وبم سر ميزنی کاش می شد توی اين صعودها همراهتون باشم... با شما و يا با دوستان کوهنورد ديگه... شايد يه روز.....

مشولی

سلام آسيد رضا صعود تون رو به قله خامی تبريک ميگم . اميدوارم که هميشه سلامت و تن درست باشيد . حق با شماست ٬ چند وقتيه که خيلی سرم شلوغه و از اين بابت عذر ميخوام . ببخشيد که نتونستم بهتون سر بزنم . راستش هماهنگی چند تا برنامه با هم ٬ همه چيز رو قاطی کرده . کي نو ٬ گهر ٬ صعود مشترک وبلاگ نويس ها ...و .... خلاصه شرمنده اگر دير سر زدم بهتون . راستی اگر بتونين يه نفر رو بعنوان نماينده گروه در صعود مشترک سن بران بفرستين عالی ميشه . خبرش رو بهم بده . ممنونم تا بعد .....

مشولی

سلام آسيد رضای عزيز باعث افتخار منه که بتونم توی صعود مشترک ميزبان شما هم باشم . حالا ديگه تمام خستگی هام رفت . لطفا تلفنت رو برام ميل کن . تا باهات تماس بگيرم . ممنونم تا بعد .....

مسعود جمشيدی

سلام به همگی . بابا اين کاره ها . من الان در حال گذروندن خدمت ( مقدس ) سربازی در یاسوج هستم . هفته پیش که شما رفته بودید خامی ؛ من و علی حبشی هم با بر و بچ رفته بودیم ( مال آقا ) . جاتون خالی.

فاضلی

سلام تمام گزرارش رو خوندم . آفرين بر شما ُ آفرين ... تو دوره ای شيشه و کراک حرف اول رو می زنن هنوز هم جوونايی هستن که درس سلامت و پاکی به ديگران بياموزن . سجاد جان می دونی که چقدر دوست دارم با تو همسفر بشم اما با اين همه مشغله بعيد می دونم بتونم همراهت با شم . تازه مگه اين سيگار لعنتی می ذاره دو قدم صعود کنم ؟! به هر حال برای خودت و تمامی دوستای خوبت آرزوی سلامتی و موفقيت دارم . و بيشتر از هميشه دوستت دارم .

روزبه عبدالخانی هیئت کوهنوردی باشت

سلام دوستان عزیز یه سری هم به وبلاگ ما بزنید. راستی خانه کوه باشت افتتاح گردید و اماد پذیرایی از شما عزیزان است . صعودهای زمستانه خامی فرا رسید.لطفا این ادرس رو در وبلاگتون لینک کنید http://www.bashtziba.blogfa.com

حمیدم

از نوشته روانتان استفاده برديم