گزارش صعود به اشترانکوه

تاریخ صعود:27و28/مهرماه 86

سرپرست برنامه:ابراهیم فرشید پور

بنام خدا
باز هم کی نو نرفتیم و صعود اشترانکوه جایگزین برتامه کی نو شد..........طبق قول قرار قبلی همگی (به جز علی حبشی روز پنج شنبه 27 مهرماه ساعت 10:30در ایستگاه راه آهن اهواز حاضر بودیم.قطار عادی اهواز-تهران ساعت 11:10  از اهواز حرکت کرد.علی حبشی که به قطار نرسید قرار شد با سواری خود را به اندیمشک برساند و به ما ملحق شود که همینطور هم شد و ساعت 2:00 بعد از ظهر علی از ایستگاه اندیمشک سوار قطار شد و به ما پیوست.مسافرت با قطار آن هم از نوع عادی با شلوغی ها و سروصداهایش در نوع خود جالب است. با گذر از مسیر کوهستانی قلدر لرستان و تونل های تاریک و گاه خسته کننده مسیر راه آهن و در میان خوش و بش های همیشگی بچه ها ساعت 8:10 شب به ایستگاه دربند رسیدیم و پیاده شدیم.و در آنجابه انتظار دیدن دوستان خوب درودیمان آقایان احسان سالاروند و آقا محمد  که علی مهربانی از قبل تلفنی زمان رسیدن ما را هماهنگ کرده بود نشستیم.

حدود نیم ساعت بعد به اتفاق این دوستان با خودروی شخصی ایشان و یک سواری دیگر به سمت روستای تیون رفتیم.آقا احسان و محمد که که البته ما را شرمنده زحمتهای خود کردند بدلیل گرفتاری شخصی نمی توانستند همراه ما در این صعود باشند .بنا براین در روستای تیون برای پیدا کردن راهنمای محلی گذشت و بالاخره با آمدن راهنما و تصمیم بر صعود از مسیر تیون ساعت 9:40 شب از تیون به سمت پناهگاه گل گل حرکت کردیم.آقا احسان و محمد پس از همراهی ما تا اوایل مسیر از ما خداحافظی کرده و برگشتند و گروه به همراه راهنمای محلی" آقا ولی" به ادامه مسیر پرداخت.

پس از طی مسیری پا کوب با شیب کم و نستا طولانی در زیر آسمان صاف و پرستاره شب ساعت 1:30با مداد به پناهگاه گل گل رسیدیم که در آنجا گروه کوهنوردی جندی شاپور دزفول که از صعود به قله برگشته بودند و دو نفر از کوهنوردان ازنا هم در حال استراحت بودند.خستگی راه همه رو به یک خواب خوب ترغیب کرد و همگی بعد از مدتی به خواب رفتیم.

ساعت7:00 بیدارباش.!!!!که البته تا آماده شدن برای حرکت زمانی طول کشید.و 7:50 از کنار چشمه و پناهگاه گل گل صعود به جلوداری علی مهربانی و عقب داری من آغاز شد.هوای لطیف پاییزی و کل کل های همیشگی بچه ها به همه روحیه خوبی داده بود.گرده ماهی راهم با قدمهایمان کم کم پشت سر می گذاشتیم.در این حین بوران بسیار زیبا و لطیفی همراه با سوز سرمایی که جریان گرفت همه ما را غافلگیر کرد.ساعت 9:40 در پناه سنگ مثقال کمی استراحت کرده و بعد دوباره در آن هوای سرد اما دلچسب به صعود ادامه دادیم.

یک ساعت بعد رسیدن به جان پناه چال کبود و بورانی که چهره ها را سفید کرده بود شادی بخش جمع هفت نفره گروه شد.بعد از نظاره مناظر زیبای اطراف و مسیرقله ای که هیچ برفی از سال گذشته بر آن باقی نبود به داخل جان پناه رفتیم و استراحتی و البته صبحانه(شاید هم ناهار!!!) مختصری خوردیم. بعد از کمی استراحت بدلیل مشکلات کاری اکثر بچه ها و اینکه باید بعد از ظهر آن روز پایین می رفتیم و به قطار تهران- اهواز می رسیدیم تا صبح شنبه اهواز باشیم بعد از صحبتهای بچه ها و به تصمیم سرپرست برنامه(ابراهیم)قرار شد که صعود به قله کنسل شود و استراحتی کنیم و به سمت پایین حرکت کنیم.که البته نرفتن به قله هم به روحیه بعضی از بچه ها نساخت. به هرحال استراحت در جان پناه نزدیک به 2 ساعتی طول کشیدو بعد از عکس گرفتن ها و آماده شدن گروه ساعت 12:30از جان پناه به سمت پایین حرکت کردیم.در همین حال 4 نفر از همنوردان سنندجی که از قبل آنها را روی قله دیده بودیم در حال پایین آمدن از قله بودند.

آسمان صاف ولی هوا هنوز کمی سرد بود.بعد از مدتی حرکت و رسیدن به پناهگاه گل گل و توقفی چند دقیقه ای و هم صحبتی با هم نوردان دیگر دو باره حرکت کردیم و در هنگام غروب ساعت 6:00 بعد از ظهر بود که به روستای تیون رسیدیم.مردم روستا ظاهرا همگی به عروسی یکی از هم ولایتی هایشان که صدای آواز و پای کوبی لری شان از دور به گوش می رسید رفته بودند.!!!بعد از تهیه وسیله از آنجا به سمت ایستگاه راه آهن دربند رسیدیم و در انتظار قطار چند ساعتی را در آنجا گذراندیم.ساعت حدود 8:30 بود که سوار قطار شدیم و احسان خان سالاروند را دوباره زیارت کردیم و در درود بدرود گفتیم!!!!!و بعد  دردسر قطار عادی و جابجایی و بی بلیطی و شلوغی قطار بود که خدا نصیب هیچکس نکند!!!!.....................6:00 صبح شنبه با تنی خسته به اهواز رسیدیم./ت

اعضای صعود کننده :ابراهیم فرشید پور-علی مهربانی-اصغر مریم زاده-علی حبشی-سجاد عابدینی-مجتبی خواجه گیری-سید مرتضی موسوی

با تشکر از زحمات آقایان احسان سالاروند و آقا محمد

/ 8 نظر / 15 بازدید
کلماتی از يک کوهنورد

سلام خوبید شما خوب نمی دونم مطلب قبلی من رو مطالعه کردید یا نه در مورد بزرگ بودن قلب کوهنوردان حرف هایی زدم این بار هم موضوعی در مورد کوهنوردی آّّپ کردم امیدوارم شما با حضورتون یک بار دیگر وبلاگم رو نور باران کنید مطلبم در مورد این هست که یکی از راز های کوهنوردی رو بر ملا کردم چرا هر کوهنوردی که یک بار فقط تجربه یک کوه واقعی رو می فهمه دیگه کوهنوردی رو رها نمی کنه منتظر حضور پر مهرت هستم تا بعد

مشولی

سلام به گروه دوست و برادر کارون اهواز خدا رو شکر که بعد از اين همه دل تنگی حد اقل دو نفر از شما رو ديدم . به اميد يه صعود دلچسب . البته همين امسال . سید جان ما ری استارت شده تیم . تا دماوند ...

دايی علی

سلام .خوبيد . تبريک به بچه های گل کارون .محمد و احسان که از بچه های باحال دورود هستند.برادر احسان نزديکی خودتون توی گلستان ساکنه .احسان رو قراره به اين بهانه بياريم اهواز.........

احسان سالاروند

سلام به بچه های گل اهواز آقا اينجوری که در باره من و محمد نوشتيد هم نيست وظيفمون بوده کاری نکرديم علی آقای مهربان خبری ازت نيست ها...

احسان سالاروند

دوستان ببخشيد اگه امکان داره در پاراگراف ۵ اصلاح کنید... یک ساعت بعد رسیدن به جان پناه چال کبود.. ممنون از شما همنوردان انشاالله با هم بر روی قله سن بران

حمودی

منتظر گزارش جدید هستیم.

کلماتی از يک کوهنورد

سلام به دوستان عزیز گروه فعال کوهنوردی کارون خوب بایگانی نشان می دهد وبلاگ کلماتی از یک کوهنورد در این ماه سه ساله شده است. هدف اصلی ام برای ساختن وبلاگ انتشارمطالب کوهنوردی و دیگر مطالبی بود که دوست داشتم دیگران هم از آن مطلع باشند امیدوارم توانسته باشم به اصولی که در ابتدای وبلاگ نویسی عنوان کردم یعنی اینکه "صبورانه انتقاد بشنوم و منصفانه انتقاد کنم" پایبند بوده باشم. همچنین توانسته باشم بخشی از دیون خود را به جامعه کوهنوردی ادا کرده باشم. اگر چه در این موارد نظر شما مهم است نه من. راستی گزارش صعود دماوند و سبلانم رو می تونید مطالعه کنید منتظر حضور سرسبزت هستم و ممنون که این چند وقت هم ما رو تحمل کردی اگر قابل انتقاد می دونید ما رو انتقادی کنید تا شاید مطالبم بهتر بشه فعلن

دایی علی

ولک يه گردگيری حسابی کنيد اين وب لاگ را !!!!!!!! مگه به خواب زمستانی فرو رفتيد ؟؟؟ برنامه غارون هم که رفتيد .يه عکسی ،گزارش سفری ؟؟؟؟