گزارش صعود به قله قارون

 تاریخ صعود:8-10 اسفند 86

بنام خدا-حرکت از ساعت 3:00 بعدازظهرچهارشنبه هشتم اسفند آغاز می شود.از همان ابتدا یکی از اعضا(احسان)بدلیل مشغله پیش آمده نمی تواند ما را همراهی کند.جمع هفت نفره  با دو سواری عازم ایذه می شویم.ساعت 4:45 همه ایذه هستیم.از ایذه در دو گروه پنج و سه نفره (احسان هم بارفع مشکل و  کمی تاخیر خود را به ایذه رساند) به سمت دهدز حرکت می کنیم.با تاخیر پیش آمده ساعت 7:00 بعدازظهر علی-احسان و سجاد به دهدز می رسند.فراهم کردن وسیله نقلیه به مقصد بعدی (روستای فالح) در این ساعت کمی ما را معطل می کند.بالاخره با دو سواری حرکت کرده پس از عبور ازیک جاده پرپیچ وخم و گذر از دریاچه سد کارون3 و دوباره حرکت در جاده ساعت 9:30 شب به روستای فالح که محل شروع صعود است می رسیم.مهمان نوازی مردم روستا هم در فراهم کردن محل خواب که مسجد روستاست و بخاری و نان و اصرار بر اینکه مهمان خانه هایشان باشیم قابل ذکر است.بعد از فراهم شدن راهنمای محلی و صرف شام و شوخی و گپ و گفت ها خواب بهترین گزینه برای آمادگی صعود فرداست!!!!صبح فردا ساعت 4:00 صبح بیدارباش و جمع وجور کردن وسایل وآمدن راهنماو... ساعتی بعد حرکت به سمت مسیر صعود آغاز می گردد.با پیمودن چند شیب متوالی و سرازیریهای ممتد ساعت 6:30به چشمه ایوک (ارتفاع:1505 متر)واقع در دشتی به همین نام می رسیم.استراحت مختصری و نوشیدن آب و دوباره به حرکت خود ادامه می دهیم.مسیر از اینجا به بعد پر درخت و طبیعت منطقه غنی از پوشش گیاهی است.5 دقیقه ای به ساعت 8:00 صبح مانده که به چاه سر تنگار (این چاه از آبهای زیر سطحی اطراف در دشت سرتنگار تغذیه می گردد.) می رسیم و برای صرف صبحانه و استراحت توقف می کنیم.بعد از صبحانه و استراحتی با نگاه داشتن وسایل اضافه کنار درختان اطراف چاه ساعت 8:40سبک بار با وسایل ضروری(کوله حمله) از این محل با ارتفاع 1888م به سمت شیب تند پیش رویمان حرکت می کنیم.پیمودن این قسمت مسیر حدود یک ساعت طول می کشد و پس از آن پیش رویمان خط الراس برفی قارون قرار دارد.بعد از توقف کوتاهی مجددا شروع به حرکت کرده و آخرین قسمت از مسیر جنگل مانند و عاری از برف را طی می کنیم و حال برف کوبی آغاز می شود.برف کوبی نسبتا سنگین در شیب تند مسیر کمی وقت گیر است اما با روحیه خوب بچه ها خوشبختانه مشکلی وجود ندارد.در این حین دیدن مناظر زیبای اطراف و خروش رودخانه کارون از میان کوههای اطراف و البته مشاهده گرازی که شتابان به سمت پایین دویده و از ورود میهمانان ناخوانده کوهستان! نا خرسند است لذت صعود را دو چندان می کند.بعد از چند ساعت برف کوبی و عبور از یک شیب پر برف که گویا بستری مناسب برای بهمن است!!! و رسیدن به خط الراس به اصرار راهنما ("مهرعلی") مبنی بر کمبود زمان به سمت چپ یعنی قله ای موسوم به قله سادات (قله ای غیر از قله اصلی قارون)حرکت می کنیم.ساعت 12:30 بر فراز این قله 2807 متری(قله سادات یا وارکده جنگی)می ایستیم.باد شدیدی که شروع به وزیدن می کند مانع از توقف زیاد ما شده با گرفتن چند عکس یادگاری 15 دقیقه بعد به سمت راست حرکت می کنیم.در اینجا راهنمای ما طبق قرار قبلی و با وجود مشخص بودن مسیر برگشت حداحافظی کرده و برمیگردد.ما نیز که تصمیم به صعود قله قارون که در جانب راست ما قرار دارد گرفته ایم به سمت این قله ادامه حرکت می دهیم.البته چهار تن از بچه ها استراحت در پناه یک تخته سنگ را به صعود ترجیح داده در انتظار بازگشت ما می مانند.با پیمودن مسیری بر روی یال که گاهی با برف کوبی سنگین و گاهی با پاکوب عاری از برف و گاه سنگی توام می شود به صعود خود ادامه می دهیم.البته پس از کمی صعود با توجه به زمان برگشتمان و مهمتر همنوردان دیگر که وزش شدید باد در محل توقفشان آزاردهنده خواهد بود آخرین نقطه صعود ما قله ای فرعی با ارتفاع 3019 متر خواهد بود که در ساعت 14:15 به این نقطه رسیده با اندکی توقف در حالی که قله پیش رویمان قرار دارد مسیر برگشت را پی می گیریم.45 دقیقه بعد به به همنوردان دیگر ملحق شده به سمت پایین حرکت می کنیم.در مسیر برگشت شیب های متمادی پوشیده از برف و لذت اسکی!بهترین بهانه برای صرفه جویی زمان و فرار از فشار به زانوهاست  که به بهترین طریق از آن بهره می بریم.!ساعت 17:30 به کنار چاه سرتنگار و محل شب مانی می رسیم.استراحت و گپ و گفت بعد از صعود و برپایی چادرها قبل از تاریکی هوا به انجام می رسد و پس از آن نوبت به روشن کردن آتش وخوردن شامی دلچسب میرسد و سپس دوباره دور آتش حلقه می زنیم.ساعتی می گذرد و بتدریج همه به درون چادرها که در سنگ چین های کنار کومه عشایرعلم شده اند می خزند و به خواب میروند.صبح فردا 6:30 از خواب برمیخیزیم و جمع و جور کرئن وسایل و چادرها و یبحانه ا مختصر 8:00به سمت روستا به راه می افتیم.با عبور از مسیری زیبا و مناظری چشم نواز 10:15 به روستا و کنار راهنمای دیروزمان"مهرعلی" می رسیم.فراهم نشدن وسیله نقلیه در این روز از هفته ما را مجبور به پیاده روی به سمت روستای سادات(ملاح)می کند.و از آنجا بالاخره دو سواری فراهم شده و با عبور از جاده و دریاچه(با یدک کش) به دهدز می رسیم.از آنجا ایذه و سپس اهواز مقصدهای بعدی ما هستند.ساعت 18:00به ترمینال اهواز می رسیم./.

 همنوردان در این صعود:علی مهربانی(سرپرست برنامه)-ابراهیم فرشیدپور-علی حبشی-سجاد عابدینی-احسان مهربانی-غلامرضا مشکین زاده-پرهام لرکی و سید مرتضی موسوی

 گزارش:موسوی

/ 5 نظر / 148 بازدید
دایی علی

همنورد گرامی ، دوست عزیز هنگامی که شقایق های قرمز نوروزی بر دشت های سرسبز اعتماد لبخند می زنند این هفت سین صداقت را که بر کوههای بلند رفاقت گسترده ام به شما تقدیم میدارم. سلامت - سعادت - سیادت - سخاوت - سالاری - سروری - سربلندی همیشه بارانی باشید.سال نو مبارک

پرهام

گزارش زیبایی بود.با تشکر از سید مرتضی عزیز

کلماتی از یک کوهنورد

سلام چند وقت پیش آمدم و دعوتتون کردم به وبم ولی شما حضور پیدا نکردید باز هم این بار به رسم ادب دعوتتون می کنم به وبم با مطلب کوهنوردی هنر زنده ماندن است در شرایط سخت بی صبرانه منتظر حضور شما در وبم هستم تا بعد

احسان سالاروند

سلام موفق باشید و پیروز

مشولی

سلام به آقا سید و همه دوستان کارونی کجایین ؟ دلمون براتون تنگ شده . منتظر دیدار . تا دماوند...